خرید بک لینک
«درحاشیه ی یک تجاوز»هراز گاهی میان کاربران ایرانی وافغان در شبکه اجتماعی فیسبوک درگیری شدید کامنتی رخ میدهد اکثریت ایرانی ها مردم بد دهن فحاش اند فقط دنبال یک سوژه منفی در مورد افغان ها است. دو روز قبل گزارش منتشر شد که پلیس المان هفت مهاجر افغان را به ظن تجاوز به یک پسر 17 ساله ایرانی بازداشت نموده صفحه فارسی صدای المان امروز نوشت افغان های بازداشت شده ازاد شدند. کاربران ایرانی شروع کردن به توهین تحقیر دشنام دادند افغانها مردم متجاوزاند حق دولت المان است این هارا اخراج نماید. ضرب المثل قدیمی است هر جنگل یک شغال دارد یا 5 تا انگشت مساوی نیست جرم یک عمل فردی است نمیشود جرم یک فرد را به یک ملت تعمیم داد. ولی ایرانی ها چنین کار را همیشه اگا هانه درداخل ایران انجام دادند جرم یک شهروند افغان را به همه افغانها نسبت داد. چنین سیاست را حالا در شبکه های اجتماعی گرفتند طوری افغان ها را متجاوز خطاب میکنند انگار خود ایرانی ها از اب پاک تراند در حالیکه چندروزقبل طشت رسوایی قاری بیت رهبر سعید طوسی از بام افتاد که شاگردانش را واکسن کمبود معنویت میکرد هزاران جنایت های که در خارج از ایران انجام میدهد.

برچسب: نویسنده: نرگس ایمانی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 16:03

اين زن اعتماد اسلام، عاشورا وكشور هاي اسلامي را در خطر انداخت، هزار سال است كه ميگوييم اسلام بهترين دين وعادلانه ترين راه است، نظام هاي بشري سراسر ظالمانه اند وعدالت وانسانيت را نميدانند، اصلا انسان ناقص العقل است وبه دستور خدا وپيامبر محتاج است.اما اين زن ونظام سياسي ساخت بشري كانادا، تمام اين باور ها را دروغ ثابت كرد.جمهوري اسلامي ايران وعدالت علي حالا نزد كانادا به يك دينار عربي ارزش ندارد، در جمهوري اسلامي ايران وعدالت علي ، انسان افغانستاني حق ندارد شهروند ايران شود ولو انجا همه عمر زنده گي كند چه رسد انسان افغانستاني قانونگذار ونماينده مجل

برچسب: نویسنده: نرگس ایمانی تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 10:06

اینگار دیروز بود فقط به خوردن و بازی کردن فکر میکردم، دوران بچگی من اینگار یک خواب بود همینکه بیدار شدم دیدم شانه هام زیر بار مسئولیت سنگین زندگی رفته و من با پاهای کجولویم زیر وزن سنگین زندگی قدم های کوجک برمیداشتم گرچی قدم های اولیه که برمیداشتم رویی دشت و بیابان بود و هیچ مسیر مشخص وجود نداشت، قدم های که بر میداشتم هر روز سخت و سختر میشد و پاهایم روی خار و سنگ میرفت و زخم بر میداشت ولی تلاش بی پایانم را ادامه دادم، در مرور زمان دیدم زخم های پاهایم دارد خوب میشه و قدم های کجولو من دارد استواترمیشه .... بادیدن مسیر که پیمودم اگر پاهای سفت و سختم دوبار

برچسب: نویسنده: نرگس ایمانی تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 10:06

صفحه بندی